محمد ابراهيمى وركيانى

273

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

امام حسن ( ع ) از كوفه بيرون آمد و مغيرة بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب را در شهر جانشين قرار داد و به او دستور داد كه مردم را همچنان براى شركت در جنگ بسيج نمايد . « 1 » اختلاف‌نظر مورخان درمورد رخدادهاى بعدى در حوادث آغاز خلافت امام مجتبى ( ع ) و نامه‌هاى آن حضرت به معاويه اختلافى نيست ولى درمورد چگونگى برخورد آن حضرت با لشكريان شام و ياران معاويه گزارش‌هاى متفاوتى در منابع تاريخ و حديث مشاهده مىشود . بسيارى از مورخان صلح امام حسن ( ع ) را معلول خيانت عبيدالله بن عباس فرمانده لشكريان عراق و پيوستن او به معاويه دانسته‌اند . ولى در پاره‌اى از منابع سخنى از خيانت و بلكه حضور او در سپاه امام ( ع ) نيز مطرح نگرديده است و صلح آن حضرت را معلول ضعف و سستى سپاه عراق و پيوستن پنهانى بزرگان عشاير عراق و آشفتگى اوضاع پس از جنگ صفين و نهروان و پيدايش فرقه خوارج دانسته‌اند . نگارنده براين باور است كه همه اين عوامل و عواملى ديگرى مانند خطر قيصر روم و پيدايش حس برترىجويى قومى و رقابت اقتصادى و . . . در واگذارى قدرت به معاويه تأثير داشته است و در گزارش‌هاى تاريخى ، گزارش دينورى در اخبارالطوال را كامل‌ترين و اقرب به‌واقع مىداند . دينورى مىنويسد : هنگامى كه خبر شهادت على ( ع ) به معاويه رسيد فرصت را مناسب ديد و خود را براى جنگ ديگرى آماده ساخت و عبدالله بن عامر را به‌عنوان طلايه‌دار سپاه به عراق فرستاد . او وارد سرزمين انبار شد و در صدد حمله به مدائن بود . هنگامى كه اين خبر به امام حسن ( ع ) رسيد او نيز با لشكريان خويش روانه مدائن شد تا با عبدالله پيكار نمايد . ياران امام حسن ( ع ) سستى نمودند و سپاهيان معاويه مدائن را كاملًا محاصره نمودند . از طرفى ، معاويه خود با سپاهى عظيم روانه عراق شد و او نيز تا انبار پيش آمد و با قيس بن سعد روبه‌رو شد و قيس و يارانش را محاصره نمودند . عبدالله بن عامر در برابر سپاه امام حسن

--> ( 1 ) . همان ، ص 40 .